ساختمان غول ماشين سازي آلمان(بي ام دبليو) را يك مهندس معمار زن طراحي كرد . ساخت اين سازه در نهايت پيچيدگي طراحي شده است.در سال 2002، غول ماشين‌سازي آلمان، شركت «بي ‌ام دبليو» براي احداثساختمان مركزي كارخانه در «آرت اسكرتز» در شهر لايپزيگ آلمان، سرمايه‌گذاري هنگفتيكرد. ساختماني با ارزش 55/1 بيليون دلار كه حدود 5000 كارمند و كارگر و مهندس بافعاليت روزانه خود ، بيش از 650 عدد ماشين «بي ‌ام دبليو» مدل دو در - اسپرت-توليد مي‌كنند.اينكمپاني، معمار برجسته «زاها حديد» را كه موفق به كسب مدال افتخار «پريتيزكر» شدهبراي ساخت اين سازه برگزيد. طرح‌هاي پيچيده «حديد» در طراحي‌هاي معمول كارخانه تحولجديدي به وجود آوردند. يك سازه مركزي، قسمت‌هاي مربوط به مديران و كارگران را بااستفاده از ريلهاي معلق حمل قطعات به هم وصل كرده است.«زاها حديد» رشتهمنسجمي در ساختمان مركزي «بي ام دبليو» ايجاد كرده كه مردم و ماشين‌ها در كنار همقرار گرفته‌اند.حديد مي‌گويد: «ما به نوآوري و ابداع معتقديم و براي نيل بهاين هدف شركت بي ‌ام دبليو، استقامت و طاقت بسياري در واگذاري اين پروژه به ما نشانداد»ساختماني كه حديد طراحي كرده است، هيچ مشابه قبلي نداشته و وي باذهنيتي جديد دست به ساخت اين سازه اعجاب‌انگيز زده است.طرح ساختمان مرکزیBMW، در واقع پادزهری برای اذهان بی حس شده عصريکنواخت ماشينی است! ظه حديد با آفريدن يک محيط کاری سيال که در آن مديريت، مهندسی،کارگران و ماشين آلات ظاهرا در هم تلفيق شده‌اند، درپی دگرگون کردن سلسله مراتبرسوم در کارخانه‌ها است. محيطی که اطلاعات آزاد و روان بوده و انسان و ماشين،در همزيستی خوشايندی به سر می‌برند، اين درحالی است که منظره درخشش بدنه سياه ونقره‌ای ماشين های معلق خط توليد به نظر برخی نازيبا و برای دوستداران اتومبيلمسحور کننده است.سايت کلی مجموعه متشکل از سه قسمت اصلی است: ساخت بدنه اصلی،رنگاميزی و مونتاژ، که درون صفحه‌های مواج فلزی پيش ساخته مستقر شده‌اند. حديد باايده حلقه برگشت خط توليد (LoopBack) در قسمت مرکزی، نظام ساختاری پروسه توليد رادگرگون کرده‌است و کارگران و مهندسين قادرند ضمن ادامه کار خود در صورت لزوم، پروسهمونتاژ را از نو شکل دهند! اولين چيزی که در ساختمان مرکزی توجه بازديد کنندگان را جلب میکند مقياس بزرگ فضاست. قسمت پل‌مانند منشعب شده از ساختمان اصلی، فضای اداری را دربر گرفته و موجب پيوند دو حجم ديگر شده و حياط کوچک ورودی را قاب می‌کند. بازديدکنندگان هنگام رسيدن به مجموعه از سمت اتوبان به آرامی پايين می‌روند و در حالی کهاز کنار گالری نمايش عبور می‌کنند، جهتشان تغيير کرده و به پارکينگ پخش و پلاشده‌ای برخورد می‌کنند که بصورت اريب نسبت به ساختمان قرار گرفته‌است و در نهايتبايد به سمت زير پل متصل به فضای اداری روانه گردند تا ورودی اصلی رادريابند.



ستونهای حجيمی فضای پل مانند را بصورت آزاد راهی معلق در هوامتصور می سازند که فضاهای اداری در روی اين پل بصورت تراسهای متوالی بتونی جا گرفتهاند. شفافيت بنا، ديدهای سه بعدی و اختلاف ارتفاعی که در اين سالنها و محور اصلیبوجود آمده سياليت انتقال اطلاعات و روابط را در چنين مجموعه ای موجب شده است. جداره های شفاف با خلق دسترسی های بصری، موجب از بين رفتن سلسله مراتب اجتماعیو شکسته شدن مرز بين کارکنان شده است. با نگاهی به اتفاقات ساختمان مرکزی BMW، حديد محيطی يکپارچه خلق کرده است کهموجب روان شدن پروسه توليد می شود. اين نوع طراحی در زمينه خط توليددر واقع راه حلیبر دغدغه فکری فوتوريست ها در مورد سرعت و رويای آنها از جامعه هميشه پوياست. بی شکامروزه چنين تجربه هايي پرستش کورکورانه ماشين را دگرگون می سازد. اين نکته رابطه‌ای بين انديشه های فوتوريستی و فاشيست ها نيز است؛ تمايل به کاهش درگيری انسان بازندگی ماشينی فرمهای حديد؛ بازتابی از تمايل وی به وارونه کردن صفات انسانی از دسترفته مدرنيسم است. ظاها حديد در اين پروژه خط سير مدرنيستی را دگرگون ساخته و جريان سيال اطلاعات جايگزين يکنواختی خط مونتاژشده است. كارخانه ازيك مجموعه سه عضوي تشكيل شده است. اين سه ساختمان از سه نقطه مركزي توسط خط توليدبه هم متصلند. ساخت اوليه اين كارخانه در املاك خصوصي «بي ‌ام دبليو» آغاز شده و درسال 2004 به بهره‌برداري رسيد. بدنه‌هاي نيمه تمام اتومبيل‌ها و قطعات مختلفماشين روي تسمه انتقال دهنده كه مانند ارابه‌اي آنها را حمل مي‌كند قرار ميگيرند.اين قطعات به آرامي و بدون ايجاد سر و صداي مزاحم و آزاردهنده، در بخشي ازمسير خود به سمت قسمت‌هاي تكميل كننده، از بالاي غذاخوري و محل استراحت كاركنانعبور مي‌كنند.
اين نقاط مشترك محل عبور قطعات و سير مراحل تكميليهستند:
قسمت ساخت بدنه‌هاي نيمه تمام (645000 فوت مربع)، قسمت رنگ (270 هزارفوت مربع) و در آخر محوطه وسيع اتصال قطعات (يك ميليون و 75 هزار فوت مربع)، كه درآن جا قطعات رنگ شده به هم وصل شده و در انتها به صورت اتومبيلي لوكس و گران‌قيمت از خط توليد خارج مي‌شوند. ساختمان مركزي مانند مركز عصبي يا مغز كل كارخانهعمل مي‌كند. رشته‌هاي فعاليت ساختمانهاي ديگر در اين نقطه به هم وصل شده و عملا ازاين ساختمان منشعب مي‌شوند. اين استراتژي طراحي در مسيرهاي گذر مردمو كارمندان (زماني كه صبح‌ها به سر كار مي‌روند و زماني كه براي صرف غذا از محوطهخارج مي‌شوند) استفاده شده است. بينندگان به بهترين شكل دور تسلسل و پيشرفت خطتوليد قطعات را كه به صورت افقي و معلق در فضا قرار گرفته، مشاهده مي‌كنند. با ديدن روند مذكور اين فكر به بيننده القاء مي‌شود كه گويي همه قسمتهايمستقل از اين قسمت كارخانه شبيه‌سازي و توسط موتوري قدرتمند متحرك شده و در بخشمركزي ظهور پيدا مي‌كند. در حقيقت عملكرد به گونه‌اي است كه تمام حركات و اعمال ازيك قيف رد شده، در آن فشرده و عصاره حاصل از آن بين سه قسمت ديگر مجددا پخش مي‌شود: بدنه اوليه، قسمت رنگ، و بخش سرهم كردن قطعات. در يك توصيف كلي وقتي بينندهبه اين ساختمان نگاه مي‌كند سازمان‌دهي مراحل مختلف از جمله فعاليت‌هاي عادي وعمومي كارمندان، تا فعاليت تخصصي ماشين‌هاي خودكار از جلو تا وسط ساختمان قابلتشخيص است. سردر اصلي مانند چتري از دو طرف به ستون‌هايي محكم چفت شده است. افرادي كه در ورودي درهاي اصلي مستقر هستند، حركت قطعات ماشين‌ها را بهصورت كاملا برهنه مشاهده مي‌كنند. اين ورودي به افراد اجازه مي‌دهد تا به قلبكارخانه نفوذ كرده و امكان ديد را براي آنها فراهم مي‌كند.طراحي ويژه ونورپردازي زيباي قسمت ورودي و مركزي به صورتي است كه فضاي ورودي را بدون مشكل وبدون صرف هزينه و اتلاف انرژي برق، نمايان مي‌سازد. استراتژي اوليه طراحي اين فضابه صورتي است كه قسمت برش و طبقات هم كف و طبقه اول به صورتي پيوسته به هم متصلباشند. دو صفحه مجزا كه به شكل تراس طراحي شده، از شمال به جنوب و از جنوببه شمال امتداد يافته تا همه چيز از قسمت مركزي طبقه اول قابل دسترسي و رويت باشد. در انتهاي اين مسير معلق، قسمت بازرسي قرار گرفته كه توجه هر بيننده‌اي را به خودجلب مي‌كند. قسمت‌هايي كه تكميل شده‌اند به اين قسمت وارد شده و پس از كسب اطميناندر كيفيت آنها به قسمت اتصال مستقل مي‌شوندبه عنوان حسن ختام می توان گفتحديد در معماری اش، با رويکرد به تکرار و پيوند عناصر، آميختگی و غنای تکلم را بطورواقعی نشان می دهد، به گونه ای که، هرگز بوی فرسودگی وتحميل نمی دهد. پديده مزبور،برخاسته از سرشت طبيعی، جرات و فراست کسی است که به سبب استعداد واقعی اش، ازقابليت پالايش و بنا نهادن تئوری های مفصل تری برخوردار است.