يـادداشـتها ...
فرانك گهری: احساس من اين است كه بهترين مهارت من به عنوان يك معمار دستيابیم به هماهنگی بين چشم و دست است. من میتوانم آنچه را كه در روی كاغذ میكشم به يك مدل و ماكت تبديل كنم و آن مدل را نيز به يك ساختمان.
رم كولهاس: مهمترين چيزی كه معماری را در قرن اخير تحت تاثير قرار داده، سيستم سياسی بوده است، چنانكه در شوروی سايق ما با ساختارگرايی و ... مواجه شديم كه توانست روندی را در جامعه به وجود آورد. اما امروزه معماری تابع بازار و عوامل وابسته به آن است. بازار ايدئولوژیها را عوض كرده و حتی ريشهكن میكند. معماری هويت خود را از دست داده و تبديل به يك تنديس شده، محدود گشته و اهميتی نسبت به ساير چيزها ندارد و تنها شايد بتواند تبديل به يك نماد شهری شود.
لوئی كان: بنا و معماری دارای حس است و اين بهترين احساسی است كه من دارم، من هيچ كاری برای انجام دادن در قبال بنا ندارم زيرا دستهای ديگری قبلا اين كار را كردهاند.
ژان نوول: تمام آنچه كه در پيرامون ماست يك شكل و تصوير است، خود معماری نيز يك تصوير است. ما به آنها مینگريم و اين اولين گام در رسيدن به خلاقيت بصری است. اكنون من به تجريدگرايی در تصاوير علاقه پيدا كردهام و احساس میكنم كه اين امر جديد و جالبی خواهد بود،استفاده از زبان تصوير برای معماری.
ريچارد مير: معماری خلاقانه زمانی پديد میآيد كه نگرش ما رو به آينده و با پشتوانهای از گذشته باشد، از تاريخی مبسوط سرچشمه بگيرد و ترجيحاً پاسخی باشد به آنچه كه در گذشته باقی مانده و در آينده بايد به وقوع پيوندد.
پيتر زومتر: معماری قلمرو خاص خود را دارد و ارتباط خاص فيزيكی با زندگی. من فكر میكنم كه معماری از ابتدا حالت پيام يا نماد را نداشته است، اما همانند يك پوشش و زمينهای برای زندگی است. معماری مانند ظرفی دارای حس است، ريتم گامهايمان در طبقات، خاموشی و سكوت در وقت خواب و... همه و همه در آن وقوع میيابد.
ريچارد راجرز: بناهايی كه مملو از نور و روشنی هستند به واسطه آن اهميت میيابند. اين گونه بناها میتوانند تغيير كنند و انعطاف پذير باشند. نور باعث خوانايی بنا میشودو شما میتوانيد بفهميد كه در درون بنا چه میگذرد. درك ريتم و حالت شعر گونه درون در خارج از يك فضا، اين كيفيتی است كه ما بدينسان بدست میآوريم.
تادائو آندو: معماری ساختن فضا و بالاتر از آن ساختن مکان است که چونان شالوده فضا عمل می کند.
رنزو پیانو: معماری در اصطلاح لفظی يك خدمت است. هنری كه در نهايت محصولی را میآفريند و آن محصول،به هدف منتهی میشود. اما همواره اين هنر از لحاظ اجتماعی پر خطر است زيرا هنری تحميلی است. معماری سرانجام همه چيز از تاريخ، جغرافيا و انسان شناسی تا محيط، علم و جامعه را در هم میآميزد. در حقيقت، معماری آينه ای از تمام آنهاست.